ترجمه "clicking" به فارسی
روی کلید موشواره ضربه زدن ترجمه "clicking" به فارسی است.
clicking
noun
verb
دستور زبان
Present participle of click. [..]
-
روی کلید موشواره ضربه زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clicking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clicking" با ترجمه به فارسی
-
تک کلیک
-
کلیک کن وبردار
-
کلیک موشواره
-
(در برخی زبان های افریقایی) دم · (عامیانه) ناگهان روشن و قابل فهم شدن · به تق تق انداختن · به هم جور آمدن · تق · تق کردن · تلق کردن · تلک · جا افتادن · خوب انجام شدن · دم آوا · سازگار شدن · صدای تلق (مثل صدای بسته شدن چفت در) · موفق بودن · هر اسباب یا ابزار که با صدای تلق جا می افتد · پخ آوا · کلیک
-
نرخ کلیک
-
پرداخت به ازای کلیک
-
عبارت است از تعداد کاربرانی که روی لینکی در نتایج جستجو کلیک میکنند و به صفحهای خاص میروند و مدت زمانی که در آن صفحه میمانند. برخی از موتورهای جستجوگر این پارامتر را در رتبهبندی لحاظ میکنند.
-
(جانورشناسی) سوسک ورجه (انواع سوسک های تیره ی ورجکان یا Elateridae)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن