ترجمه "clocked" به فارسی
با سنجش زمان ترجمه "clocked" به فارسی است.
clocked
verb
Simple past tense and past participle of clock. [..]
-
با سنجش زمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clocked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clocked" با ترجمه به فارسی
-
دریای صاف و آرام بدون موج و باد
-
کارت ساعت-کارت تایم
-
رادیوی ساعت دار (که می توان روشن و خاموش شدن آنرا با ساعت تنظیم کرد)
-
بیست و چهار ساعته · روز و شب · شبانه روزی · لاینقطع · پیوسته (around-the-clock هم می گویند)
-
سرعت ریزپردازنده
-
کار ساعت
-
ساعت کوکو (ساعت دیواری که صدایی همانند آواز فاخته می کند)
-
ساعت زیست شناسی · نوسان های فعالیت شبانه روزی بدن که به حرکات ساعت تشبیه می شود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن