ترجمه "cluster" به فارسی
كلاستر, دسته, گروه بهترین ترجمه های "cluster" به فارسی هستند.
cluster
verb
noun
دستور زبان
A group or bunch of several discrete items that are close to each other. [..]
-
كلاستر
noungroup or bunch of something
-
دسته
nounRick, the cluster's getting bigger than the one that took the fence down.
ریک ، دسته ـشون بزرگتر از اونی شده که فنس بتونه جلوشون رو بگیره ، ممکنه خرابش کنن.
-
گروه
nounWe got another one of those cluster things.
يکي ديگه از اون گروه ها توي رادار داريم
-
ترجمه های کمتر
- خوشه
- مجموعه
- انبوه
- مشتی، دسته ای، شماری
- چندین
- کپه
- سنبله
- شنگله
- پپتک
- چلازه
- کلاله
- انبوهه
- گروهه
- خوشه کردن
- دسته (یا خوشه یا کلاله) کردن یا شدن
- پردازش خوشهای
- گلآذین خوشهای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cluster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cluster
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Cluster" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cluster در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "cluster"
عباراتی شبیه به "cluster" با ترجمه به فارسی
-
خوشه ژن
-
خوشه ستارهای باز
-
زرشک خوشهای
-
خوشه ستارهای کروی
-
مجموعه ای از ارزش ها
-
سر درد خوشهای
-
خوشه بندی سلسله مراتبی
-
همبندی/ خوشه بندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن