ترجمه "Clustering" به فارسی
همبندی/ خوشه بندی, خوشه, خوشه کردن بهترین ترجمه های "Clustering" به فارسی هستند.
Clustering
-
همبندی/ خوشه بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Clustering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
clustering
noun
verb
دستور زبان
Present participle of cluster. [..]
-
خوشه
nounEach cluster is an art to us by itself of discovery.
هر خوشه خودش یک هنره برای ما که اکتشاف کنیم.
-
خوشه کردن
-
دیسک را به واحدهای ذخیره سازی تقسیم کردن
عباراتی شبیه به "Clustering" با ترجمه به فارسی
-
خوشه ژن
-
خوشه ستارهای باز
-
زرشک خوشهای
-
خوشه ستارهای کروی
-
مجموعه ای از ارزش ها
-
سر درد خوشهای
-
خوشه بندی سلسله مراتبی
-
تکرار مداوم خوشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن