ترجمه "Clustering" به فارسی

همبندی/ خوشه بندی, خوشه, خوشه کردن بهترین ترجمه های "Clustering" به فارسی هستند.

Clustering
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همبندی/ خوشه بندی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Clustering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

clustering noun verb دستور زبان

Present participle of cluster. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوشه

    noun

    Each cluster is an art to us by itself of discovery.

    هر خوشه خودش یک هنره برای ما که اکتشاف کنیم.

  • خوشه کردن

  • دیسک را به واحدهای ذخیره سازی تقسیم کردن

عباراتی شبیه به "Clustering" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Clustering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه