ترجمه "cluttered" به فارسی

درهم ريخته ترجمه "cluttered" به فارسی است.

cluttered adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of clutter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درهم ريخته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cluttered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cluttered" با ترجمه به فارسی

  • (اغلب با: up) ریخته و پاشیده کردن · (در رادیوسکوپ) خدشه و کدری (به خاطر اثر سو کوه ها و ساختمان های بلند و غیره) · (صفحه ی رادار)برفک · (محلی) رجوع شود به clatter · آت و آشغال · اختلاط · بی نظمی · خرت و پرت · درهم ریختن · درهم ریختگی · درهم و بر هم کردن · درهم و برهمی · شلوغی
  • (اغلب با: up) ریخته و پاشیده کردن · (در رادیوسکوپ) خدشه و کدری (به خاطر اثر سو کوه ها و ساختمان های بلند و غیره) · (صفحه ی رادار)برفک · (محلی) رجوع شود به clatter · آت و آشغال · اختلاط · بی نظمی · خرت و پرت · درهم ریختن · درهم ریختگی · درهم و بر هم کردن · درهم و برهمی · شلوغی
اضافه کردن

ترجمه های "cluttered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه