ترجمه "clutching" به فارسی

چنگ انداختن ترجمه "clutching" به فارسی است.

clutching noun verb دستور زبان

Present participle of clutch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چنگ انداختن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clutching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "clutching" با ترجمه به فارسی

  • چنگ زدن · چنگال
  • جعبهدنده دوکلاچه
  • (مکانیک) کلاچ سایشی · کلاچ اصطکاکی
  • (با دست یا چنگ) گرفتن · (جمع) نفوذ و قدرت · (در جراثقال و غیره) چنگک · (عامیانه) سر بزنگاه · (مکانیک) کلاچ · دست (در رابطه با گرفتن) · دسته · روز مبادا · قاپ زدن · قاپیدن · قدرت · لانه ی پر از تخم مرغ (یا تخم پرنده) · محكم گرفتن · محکم چسبیدن · محکم گرفتن · نفوذ · هنگام خطر · چنگ · چنگال · کلاج · کلاج گرفتن · کلاچ · کپه ای از تخم (پرنده یا ماکیان) · کیف زنانه (بدون دسته یا تسمه) (clutch bag هم می گویند) · گروه · گله · یک دست (یا دسته ی) جوجه
  • (با دست یا چنگ) گرفتن · (جمع) نفوذ و قدرت · (در جراثقال و غیره) چنگک · (عامیانه) سر بزنگاه · (مکانیک) کلاچ · دست (در رابطه با گرفتن) · دسته · روز مبادا · قاپ زدن · قاپیدن · قدرت · لانه ی پر از تخم مرغ (یا تخم پرنده) · محكم گرفتن · محکم چسبیدن · محکم گرفتن · نفوذ · هنگام خطر · چنگ · چنگال · کلاج · کلاج گرفتن · کلاچ · کپه ای از تخم (پرنده یا ماکیان) · کیف زنانه (بدون دسته یا تسمه) (clutch bag هم می گویند) · گروه · گله · یک دست (یا دسته ی) جوجه
  • (با دست یا چنگ) گرفتن · (جمع) نفوذ و قدرت · (در جراثقال و غیره) چنگک · (عامیانه) سر بزنگاه · (مکانیک) کلاچ · دست (در رابطه با گرفتن) · دسته · روز مبادا · قاپ زدن · قاپیدن · قدرت · لانه ی پر از تخم مرغ (یا تخم پرنده) · محكم گرفتن · محکم چسبیدن · محکم گرفتن · نفوذ · هنگام خطر · چنگ · چنگال · کلاج · کلاج گرفتن · کلاچ · کپه ای از تخم (پرنده یا ماکیان) · کیف زنانه (بدون دسته یا تسمه) (clutch bag هم می گویند) · گروه · گله · یک دست (یا دسته ی) جوجه
  • (با دست یا چنگ) گرفتن · (جمع) نفوذ و قدرت · (در جراثقال و غیره) چنگک · (عامیانه) سر بزنگاه · (مکانیک) کلاچ · دست (در رابطه با گرفتن) · دسته · روز مبادا · قاپ زدن · قاپیدن · قدرت · لانه ی پر از تخم مرغ (یا تخم پرنده) · محكم گرفتن · محکم چسبیدن · محکم گرفتن · نفوذ · هنگام خطر · چنگ · چنگال · کلاج · کلاج گرفتن · کلاچ · کپه ای از تخم (پرنده یا ماکیان) · کیف زنانه (بدون دسته یا تسمه) (clutch bag هم می گویند) · گروه · گله · یک دست (یا دسته ی) جوجه
  • (با دست یا چنگ) گرفتن · (جمع) نفوذ و قدرت · (در جراثقال و غیره) چنگک · (عامیانه) سر بزنگاه · (مکانیک) کلاچ · دست (در رابطه با گرفتن) · دسته · روز مبادا · قاپ زدن · قاپیدن · قدرت · لانه ی پر از تخم مرغ (یا تخم پرنده) · محكم گرفتن · محکم چسبیدن · محکم گرفتن · نفوذ · هنگام خطر · چنگ · چنگال · کلاج · کلاج گرفتن · کلاچ · کپه ای از تخم (پرنده یا ماکیان) · کیف زنانه (بدون دسته یا تسمه) (clutch bag هم می گویند) · گروه · گله · یک دست (یا دسته ی) جوجه
اضافه کردن

ترجمه های "clutching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه