ترجمه "coat" به فارسی
کت, پالتو, روکش بهترین ترجمه های "coat" به فارسی هستند.
coat
verb
noun
دستور زبان
(countable) An outer garment covering the upper torso and arms. [..]
-
کت
nounouter garment covering the upper torso and arms [..]
She was glad she was wearing her new red woolen coat.
خوشحال بود که کت پشمی و قزمر تازهاش را پوشیده است.
-
پالتو
nounouter garment covering the upper torso and arms
He was dressed in a very shabby dark cotton coat, patched and spotted.
وی پالتو تیره رنگی که چند وصله داشت و پر از لک بود بتن داشت.
-
روکش
nounI stared at the rows of perfect chocolates, petit fours, coated pretzels, and truffles.
به ردیفهای شکلاتهای بی نقص نگاه کردم، کیکهای انگشتی، بیسکوئیتهای نمکی روکش دار و ترافل ها.
-
ترجمه های کمتر
- روکش کردن
- پوست
- پشم
- ورقه
- پوشاندن
- خز
- فرنج
- طبقه
- رویه
- kot
- اندودن
- اندود
- جلد
- (در مورد جانوران) پوشش
- (در مورد رنگ و غیره) لایه
- (در مورد گیاهان یا سازواره ها و بافت ها) لایه ی برونی
- (محلی) دامن زنانه
- (مهجور) اونیفورم
- قالب کردن
- لباس حرفه ی بخصوص
- نیم تنه (jacket هم می گویند)
- پالتو (overcoat هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "coat"
عباراتی شبیه به "coat" با ترجمه به فارسی
-
آرم · علامت مخصوص موسسه یا خانواده · نشان · نشان خانوادگی · نشان خانوادگی و اشرافی (معمولا متشکل است از سپری که روی آن علایم نجابت خانوادگی ترسیم شده است)
-
روکش
-
بر گستوان · جوشن · زره · کژ آغند · کژین
-
پالتو کلفت پشمی (نقش چهارخانه)
-
(نوعی سگ که موهای سیاه و پرپشت و کوتاه دارد) بازآور موکوتاه
-
پالتو کوتاه (که معمولا تا وسط ران است)
-
رنگ
-
(مردانه) کت گشاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن