ترجمه "coastline" به فارسی
خط ساحلی, راستای کرانه بهترین ترجمه های "coastline" به فارسی هستند.
coastline
noun
دستور زبان
The shape, outline, or boundary of a coast. [..]
-
خط ساحلی
nounBut I have to sail along your coastline to get there.
ولی برای رسیدن بهش باید از خط ساحلی تو بگذرم
-
راستای کرانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coastline " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن