ترجمه "coasting" به فارسی

کابوتاژ, کشتی رانی درامتدادساحل ازیک بندربه بندردیگر بهترین ترجمه های "coasting" به فارسی هستند.

coasting noun verb دستور زبان

Present participle of coast. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کابوتاژ

    noun
  • کشتی رانی درامتدادساحل ازیک بندربه بندردیگر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coasting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "coasting" با ترجمه به فارسی

  • تب ساحل آفريقايي · تب ساحل شرقی · تيلريوز
  • تب ساحل آفريقايي · تب ساحل شرقی · تيلريوز
  • کوهستان های ساحلی در امریکای شمالی (از آلاسکا تا کالیفرنیا)
  • ساحل عاج
  • کرانه ی کورومندل (در جنوب شرقی هندوستان و در خلیج بنگال)
  • کرانه ی مالابار (درجنوب غربی هندوستان)
  • (بدون تقلا) پیش رفتن · (بدون زحمت) ادامه دادن · (در سورتمه و غیره) پایین رفتن · (مهجور) مرز · در راستای ساحل کشتیرانی کردن · دریا کنار · دریابار · دریاکنار · دنده خلاص رفتن · رانكايرد · ساحل · ساحل دریا · سرازیری (برای سورتمه سواری) · سرزمین مرزی · سرش · سرشگاه · سریدن · لحاس · لغزش · لغزیدن · لیز خوردن (یا سورتمه و غیره) · لیز خوری · لیزیدن · مربوط به ساحل · نتفر ريزارس · نديرس · کران · کرانه · کناره
  • کوه های ساحلی استان بریتیش کلمبیا در کانادا و ایالت آلاسکا
اضافه کردن

ترجمه های "coasting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه