ترجمه "cog" به فارسی

دندانه, دندان, دنده بهترین ترجمه های "cog" به فارسی هستند.

cog verb noun دستور زبان

(historical) A ship of burden, or war with a round, bulky hull. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دندانه

    noun
  • دندان

    noun
  • دنده

    noun

    You are a very small cog in a very large system.

    تو یه دنده ی خیلی کوچیک تو یه سیستم خیلی بزرگی

  • ترجمه های کمتر

    • زبانه
    • همدودمان
    • همزاد
    • حیله
    • (بازی و نرد و غیره) تاس گرفتن
    • (در ماشین آلات) دندانه ی چرخ
    • (مجازی) شخص یا چیز کوچک که دارای نقش حیاتی است
    • (مهجور) کلاهبرداری
    • (مهجور) کلاهبرداری کردن
    • (نجاری) نرکی
    • تقلب کردن
    • حقه بازی
    • دارای نرکی کردن
    • دنده چرخ
    • زبانه دار کردن
    • مخفف : همریشه
    • هم تبار
    • چرخ دندانه دار
    • چرخ دنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

COG noun دستور زبان

Initialism of [i]Church of God[/i]., a name used by numerous, mostly unrelated Christian denominations.

+ اضافه کردن

"COG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای COG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cog"

عباراتی شبیه به "cog" با ترجمه به فارسی

  • راه آهن کوهستانی (در وسط خط آهن ریل دندانه داری قرار دارد که چرخ لوکوموتیودر آن قرار می گیرد)
  • دندانه دار
اضافه کردن

ترجمه های "cog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه