ترجمه "cogged" به فارسی
دندانه دار ترجمه "cogged" به فارسی است.
cogged
adjective
verb
Simple past tense and past participle of cog. [..]
-
دندانه دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cogged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cogged" با ترجمه به فارسی
-
راه آهن کوهستانی (در وسط خط آهن ریل دندانه داری قرار دارد که چرخ لوکوموتیودر آن قرار می گیرد)
-
(بازی و نرد و غیره) تاس گرفتن · (در ماشین آلات) دندانه ی چرخ · (مجازی) شخص یا چیز کوچک که دارای نقش حیاتی است · (مهجور) کلاهبرداری · (مهجور) کلاهبرداری کردن · (نجاری) نرکی · تقلب کردن · حقه بازی · حیله · دارای نرکی کردن · دندان · دندانه · دنده · دنده چرخ · زبانه · زبانه دار کردن · مخفف : همریشه · هم تبار · همدودمان · همزاد · چرخ دندانه دار · چرخ دنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن