ترجمه "cogitative" به فارسی
متفکر, اندیشمند, اندیشگر بهترین ترجمه های "cogitative" به فارسی هستند.
cogitative
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, inclined to or capable of cogitation [..]
-
متفکر
adjective nounAlso, how the Doctor's cogitating manner was attributable to his being always engaged in looking out for Greek roots;
حالت متفکر دکتر نیز به این دلیل بود که دایم در اندیشه و تجسس کردن ریشههای لغات یونانی بود.
-
اندیشمند
-
اندیشگر
-
ترجمه های کمتر
- سگالگر
- متفکرانه
- قادر به تفکر عمیق
- ژرف اندیش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cogitative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cogitative" با ترجمه به فارسی
-
اندیشه کردن · تعمق کردن · تفکر کردن · در فکر فرو رفتن · سگالیدن · فِکر کَردَن · مداقه کردن · موشکافی کردن · ژرف اندیشی کردن
-
قوه اندیشه · قوه تفکر
-
اندیشه · اندیشه وتفکر · تفکر
-
اندیشه پذیر
-
اندیشنده · اندیشه کننده · مطالعه کننده
-
اندیشه پذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن