ترجمه "cognate" به فارسی
همدودمان, همنیا, خویشاوند بهترین ترجمه های "cognate" به فارسی هستند.
cognate
adjective
noun
دستور زبان
(linguistics) Either descended from the same attested source lexeme of ancestor language, or held on the grounds of the methods of historical linguistics to be regular reflexes of the unattested, reconstructed form of proto-language. [..]
-
همدودمان
-
همنیا
-
خویشاوند
-
ترجمه های کمتر
- همزاد
- (زبان شناسی) همریشه
- دارای اجداد مشترک
- دارای ویژگی های مشترک
- زبان همریشه
- هر دو چیز همریشه
- هم خانواده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cognate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cognate" با ترجمه به فارسی
-
(زبان شناسی) همریشگی · خویشاوندی · خویشی · هم دودمانی · هم نیایی · همزادی
-
رشتهی همنهشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن