ترجمه "cognitive" به فارسی
شناختی, ادراکی, دانستنی بهترین ترجمه های "cognitive" به فارسی هستند.
cognitive
adjective
noun
دستور زبان
The part of mental functions that deals with logic, as opposed to affective which deals with emotions. [..]
-
شناختی
relating to mental functions
And my talk today will be mostly about these cognitive traps.
و صحبتهای امروز من بیشتر در مورد این تلهها ی شناختی خواهد بود.
-
ادراکی
So one of the most cognitively demanding things we do is buy furniture.
برای همین یکی قوی ترین تقاضا های ادراکی ما این است که وسایل خونه می خریم.
-
دانستنی
-
ترجمه های کمتر
- شناسنده
- وابسته بدانش یااگاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cognitive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cognitive" با ترجمه به فارسی
-
ادراک · شناخت · فرآیند یادگیری و فهم و داوری · معرفت
-
ناهماهنگی شناختی · ناهنجاری ادراکی- ناهنجاری اندیشه
-
علوم شناختی
-
روانشناسی شناختی
-
علوم اعصاب شناختی
-
تحریف شناختی
-
آزمون شناختی
-
اختلالات شناختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن