ترجمه "cognition" به فارسی
شناخت, معرفت, ادراک بهترین ترجمه های "cognition" به فارسی هستند.
The process of knowing. [..]
-
شناخت
The operation of the mind by which an organism becomes aware of objects of thought or perception; it includes the mental activities associated with thinking, learning, and memory.
The cognitive enhancements were like nothing you've ever seen.
و باعث بهبود ادارک و شناخت ميشه که تا حالا نديديد
-
معرفت
nounis this pure cognitive quality that differentiates it from a stone,
آن کیفیت پاکِ معرفت است که بین خود و یک سنگ فرق قائل میشود،
-
ادراک
Let's just say it's been a night of extreme cognitive dissonance.
بذار بگم که شبي رو گذروندم که به شدت قوه ادراک رو ناهمگن مي کنه
-
فرآیند یادگیری و فهم و داوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cognition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
شناخت
Cognition is about understanding the world, emotion is about interpreting it —
شناخت درباره فهم جهان است، و احساسات دنیا رو تفسیر میکنند
عباراتی شبیه به "cognition" با ترجمه به فارسی
-
ادراکی · دانستنی · شناختی · شناسنده · وابسته بدانش یااگاهی
-
ناهماهنگی شناختی · ناهنجاری ادراکی- ناهنجاری اندیشه
-
علوم شناختی
-
روانشناسی شناختی
-
علوم اعصاب شناختی
-
تحریف شناختی
-
آزمون شناختی
-
اختلالات شناختی