ترجمه "cogitation" به فارسی
اندیشه, تفکر, اندیشه وتفکر بهترین ترجمه های "cogitation" به فارسی هستند.
cogitation
noun
دستور زبان
(uncountable) The process of cogitating; thought, deliberation or meditation [..]
-
اندیشه
nounThe noble prospect sent Dawnay and myself back to Cairo in great fettle and cogitation.
این آیندهنگری شرافتمندانه، من و داونی را در حالی که در اندیشه فرو رفته بودیم مجبور به مراجعت به قاهره کرد.
-
تفکر
nounIt seemed to me unthinkable that assemblages of atoms should cogitate except in atomic terms.
در نظر من چنان میآمد که پیوستگی اتمها نباید جدا از خود اتمها مورد تفکر قرار گیرند.
-
اندیشه وتفکر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cogitation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cogitation" با ترجمه به فارسی
-
اندیشه کردن · تعمق کردن · تفکر کردن · در فکر فرو رفتن · سگالیدن · فِکر کَردَن · مداقه کردن · موشکافی کردن · ژرف اندیشی کردن
-
قوه اندیشه · قوه تفکر
-
اندیشمند · اندیشگر · سگالگر · قادر به تفکر عمیق · متفکر · متفکرانه · ژرف اندیش
-
اندیشه پذیر
-
اندیشنده · اندیشه کننده · مطالعه کننده
-
اندیشه پذیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن