ترجمه "cohort" به فارسی
گروه, دسته, همدسته بهترین ترجمه های "cohort" به فارسی هستند.
cohort
noun
دستور زبان
A group of people supporting the same thing or person. [..]
-
گروه
nounLucky Ned and his cohort gone.
گروه لاکي ند رفته
-
دسته
noun -
همدسته
-
ترجمه های کمتر
- همپالکی
- همپایه
- همگروه
- همگن
- هوادار
- پیرو
- باند
- همکار
- (به طور کلی) گروه
- (در آمارگیری) دسته ای از مردم که دارای ویژگی مشترکی هستند
- (در جرم) همدست
- (روم باستان) یگان نظامی سیصد تا ششصد نفری
- توطئه گر
- دار و دسته
- شریک جرم
- یک دسته سرباز
- یگان (نظامی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cohort " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cohort" با ترجمه به فارسی
-
همزادان
-
مطالعه همگروهی
-
روش کوهورت آینده نگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن