ترجمه "cohorte" به فارسی
همزادان ترجمه "cohorte" به فارسی است.
cohorte
-
همزادان
taxonomic rank (animals only?)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cohorte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cohorte" با ترجمه به فارسی
-
مطالعه همگروهی
-
(به طور کلی) گروه · (در آمارگیری) دسته ای از مردم که دارای ویژگی مشترکی هستند · (در جرم) همدست · (روم باستان) یگان نظامی سیصد تا ششصد نفری · باند · توطئه گر · دار و دسته · دسته · شریک جرم · همدسته · همپالکی · همپایه · همکار · همگروه · همگن · هوادار · پیرو · گروه · یک دسته سرباز · یگان (نظامی)
-
روش کوهورت آینده نگر
-
(به طور کلی) گروه · (در آمارگیری) دسته ای از مردم که دارای ویژگی مشترکی هستند · (در جرم) همدست · (روم باستان) یگان نظامی سیصد تا ششصد نفری · باند · توطئه گر · دار و دسته · دسته · شریک جرم · همدسته · همپالکی · همپایه · همکار · همگروه · همگن · هوادار · پیرو · گروه · یک دسته سرباز · یگان (نظامی)
-
(به طور کلی) گروه · (در آمارگیری) دسته ای از مردم که دارای ویژگی مشترکی هستند · (در جرم) همدست · (روم باستان) یگان نظامی سیصد تا ششصد نفری · باند · توطئه گر · دار و دسته · دسته · شریک جرم · همدسته · همپالکی · همپایه · همکار · همگروه · همگن · هوادار · پیرو · گروه · یک دسته سرباز · یگان (نظامی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن