ترجمه "coin" به فارسی

سکه, سکه زدن, سكه بهترین ترجمه های "coin" به فارسی هستند.

coin verb noun دستور زبان

(numismatics) A piece of currency, usually metallic and in the shape of a disc, but sometimes polygonal, or with a hole in the middle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سکه

    noun

    (currency) a piece of currency [..]

    The gold coin was much more valuable than was supposed.

    سکه طلا از آنچه که تصور می شد، ارزش بیشتری داشت.

  • سکه زدن

    verb
  • سكه

    Three coins from a dead man's pocket, two teaspoons of wishful thinking.

    سه تا سكه از جيب لباس يه مرده دو قاشق معجون افكار پوچ

  • ترجمه های کمتر

    • مسکوکات
    • نقد
    • مسکوک
    • (انگلیس - خودمانی) درآمد زیاد داشتن
    • (انگلیس) پول جعل کردن
    • (به ویژه در مورد واژه و اصطلاح) ساختن
    • (خودمانی) پول
    • املای قدیمی واژه ی : quoin
    • جعل کردن
    • سکه خور (وابسته به دستگاهی که برای به کار انداختن آن باید پول در آن قرار داد)
    • ضرب کردن
    • نو آوری کردن
    • وضع کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Coin proper

A city in Iowa. [..]

+ اضافه کردن

"Coin" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Coin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

COIN noun دستور زبان

Abbreviation of [i]counter insurgency[/i].

+ اضافه کردن

"COIN" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای COIN در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "coin"

عباراتی شبیه به "coin" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه