ترجمه "coin-operated" به فارسی

(عامیانه) پولی, سکه خور (دستگاهی که باید سکه در آن انداخت تا کار کند) بهترین ترجمه های "coin-operated" به فارسی هستند.

coin-operated adjective دستور زبان

Operated, or activated by placing coins in a slot [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (عامیانه) پولی

  • سکه خور (دستگاهی که باید سکه در آن انداخت تا کار کند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coin-operated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "coin-operated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه