ترجمه "coincide" به فارسی
(از نظر شکل و مکان و وسعت کاملا) منطبق بودن, (کاملا) یکجور بودن, با هم خواندن بهترین ترجمه های "coincide" به فارسی هستند.
coincide
verb
دستور زبان
To occupy exactly the same space. [..]
-
(از نظر شکل و مکان و وسعت کاملا) منطبق بودن
-
(کاملا) یکجور بودن
-
با هم خواندن
-
ترجمه های کمتر
- توافق داشتن
- در یک زمان روی دادن
- سازگار بودن
- مصادف شدن با
- مقارن بودن
- منطبق شدن
- موافقت کردن
- هم رای بودن
- همانند بودن
- همزمان بودن
- همزمان بودن با
- همسان بودن
- وفق داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coincide " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coincide" با ترجمه به فارسی
-
مقارن،
-
دارای زمان و مکان همانند · سازگار · متقارن · متوافق · منطبق · همانند · همجا · همزمان · همسان · همگاه · یکجور · یکسان
-
همزمان
-
اتفاق · انطباق · تصادف · تطابق · تقارن · تلاقی · توافق · سازگاری · مصادف بودن با · همانندی · همزمانی · همسانی · وقایع اتفاقی
-
همزمان
-
دارای زمان و مکان همانند · سازگار · متقارن · متوافق · منطبق · همانند · همجا · همزمان · همسان · همگاه · یکجور · یکسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن