ترجمه "collect" به فارسی

جمع کردن, انباشتن, وصول کردن بهترین ترجمه های "collect" به فارسی هستند.

collect adjective verb noun adverb دستور زبان

To gather together; amass items. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جمع کردن

    Verb verb

    to gather together

    Because it was raining, he went to the yard to collect the clothes from the clotheslines.

    چون باران می بارید، برای جمع کردن رخت های روی بند به حیاط رفت.

  • انباشتن

    verb

    To get or gather together.

  • وصول کردن

    verb

    collected in the same manner, by every person's giving his own word for the quantum of what he possessed.

    به همان طرز وصول کرد و تعیین درجه کمال آنها باید با خود شخص باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • (حواس و غیره) جمع کردن یا شدن
    • (در برخی مراسم کلیسایی) دعای کوتاه
    • استنتاج کردن
    • انباشته شدن
    • با خود بردن
    • بر هم کردن
    • جمع و جور کردن
    • دور هم جمع شدن
    • مشایعت کردن
    • نتیجه گرفتن
    • همکاری کردن
    • وصل کردن (از منابع گوناگون)
    • گرد آمدن
    • گردآوری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " collect " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Collect
+ اضافه کردن

"Collect" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Collect در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "collect" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "collect" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه