ترجمه "collection" به فارسی

کلکسیون, مجموعه, وصول بهترین ترجمه های "collection" به فارسی هستند.

collection noun دستور زبان

A set of items or objects procured or gathered together by a person, group, or other agent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلکسیون

    multiple related objects [..]

    I might know the location of a few more collections.

    جای یه سری دیگه از کلکسیون ها رو می دونم.

  • مجموعه

    noun

    The Blackwell collection was reputed to be the most valuable private collection in the world.

    مجموعه هنری خاندان به لک ول به عنوان ارزشمندترین مجموعه هنری خصوصی در جهان شهرت داشت.

  • وصول

    noun

    And they are going to collections as we speak.

    و همين الان که داريم حرف مي زنيم دارنب براي وصول نهايي فرستاده ميشن.

  • ترجمه های کمتر

    • تجمع
    • گرداوري
    • انباشتگی
    • تراکم
    • مجتمع
    • گردآورد
    • انباشت
    • کپه
    • توده
    • مختصر
    • اعانه ی گردآوری شده (مثلا در کلیسا)
    • جمع آوری
    • جمع اوری
    • جمع شدگی
    • جمع کردن
    • پول جمع آوری شده (برای امور خیریه)
    • گرد آوری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " collection " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Collection
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گردآوری

    It's now the largest single collection of human voices ever gathered.

    این تنها بزرگترین مجموعه از صداهای انسانی است که تا به حال گردآوری شده است.

تصاویر با "collection"

عباراتی شبیه به "collection" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "collection" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه