ترجمه "collocation" به فارسی

همایش, همایند, همنشینی بهترین ترجمه های "collocation" به فارسی هستند.

collocation noun دستور زبان

(uncountable) The grouping or juxtaposition of things, especially words or sounds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همایش

  • همایند

  • همنشینی

  • ترجمه های کمتر

    • مجاورت
    • نظم
    • ترتیب
    • (زبان شناسی) با هم آیی
    • مرتب سازی
    • پهلوی هم قرار گیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " collocation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Collocation
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هم مکانی

عباراتی شبیه به "collocation" با ترجمه به فارسی

  • (زبان شناسی) با هم آمدن (دو واژه و غیره) · مرتب کردن · همنشین شدن · پهلوی هم قرار دادن
اضافه کردن

ترجمه های "collocation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه