ترجمه "colonial" به فارسی

مستعمراتی, استعماری, استعمار بهترین ترجمه های "colonial" به فارسی هستند.

colonial adjective noun دستور زبان

of or pertaining to a colony. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستعمراتی

    adjective

    His ties to the colonial government even let us use electricity.

    روابط او در دولت مستعمراتی به ما اجازه دادند که حتی از برق استفاده کنیم

  • استعماری

    The colonial power had made a mess of it.

    قدرت استعماری کار را به کلی خراب کرده بود.

  • استعمار

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ماندگر
    • مستعمره
    • مهاجرنشین
    • نونشین
    • کوچگر
    • (اغلب با C بزرگ) وابسته به سیزده مهاجرنشین انگلیسی در امریکا که پس از انقلاب ایالات متحده امریکا را تشکیل دادند
    • (معماری و مبل سازی و غیره) سبک دوران مستعمراتی امریکا
    • (کشور) مستعمره دار
    • (گیاه یا جانور) انبوه زی
    • وابسته به کوچ نشینی
    • پرگنه ای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " colonial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "colonial" با ترجمه به فارسی

  • مستعمره خودگردان
  • استعمار · استعمارگرایی · استعمارگری · امپریالیسم · نظام استعماری
  • رجوع شود به compound animal
  • تاریخ استعمار
  • پرگنههاي زنبور عسل · پرگنههای زنبور · کلنیهای زنبور
  • مستعمره ی انگلیس · مستملکه ی انگلیس (که مستقیما توسط دولت از لندن اداره می شود)
  • پرگنههاي زنبور عسل · پرگنههای زنبور · کلنیهای زنبور
  • (امریکا) کوچستان اختصاصی (که مالکیت آن از طرف شاه انگلیس به شخص بخصوصی واگذار می شد) · مستعمره · کوچ نشین گاه
اضافه کردن

ترجمه های "colonial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه