ترجمه "colonel" به فارسی
سرهنگ, کلنل, (ارتش) سرهنگ بهترین ترجمه های "colonel" به فارسی هستند.
colonel
noun
دستور زبان
A commissioned officer in the army, air force, or marine corps. In U.S. military, it ranks above a lieutenant colonel and below a brigadier general. [..]
-
سرهنگ
nouncommissioned office in the armed services [..]
The colonel too talked of the opera, and about culture.
سرانجام سرهنگ پس از اظهارنظرهایی در مورد جشن احمقانهای که قرار بود در تورین برگزار شود، خندید.
-
کلنل
commissioned office in the armed services
I worked my way up through two colonels and a general.
من کارم رو با دوتا کلنل و يه ژنرال پيش بردم
-
(ارتش) سرهنگ
-
(برخی ایالت های جنوبی امریکا) عنوان افتخاری سرهنگی که به اشخاص غیر ارتشی هم داده می شود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " colonel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "colonel" با ترجمه به فارسی
-
سرهنگ دوم · ناخدا دوم
-
(ارتش - خودمانی) سرهنگ تمام
-
سپهبد
-
(ارتش) سرهنگ دوم · سرهنگ دوم · ناخدا دوم · نایب سرهنگ
-
محمدتقی خان پسیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن