ترجمه "colon" به فارسی

دونقطه, کولون, روده بزرگ بهترین ترجمه های "colon" به فارسی هستند.

colon noun دستور زبان

(grammar) The punctuation mark " : ". [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دونقطه

    noun

    punctuation mark [..]

  • کولون

    the last part of the digestive system

    i have an impacted colon

    دوتا کولون جوش خورده دارم

  • روده بزرگ

    "Mom, mom, I want a snack that'll help prevent colon-rectal cancer."

    "مامان ,مامان, من اسنکی می خوام که از سرطان راست روده بزرگ پیش گیری کنه."

  • ترجمه های کمتر

    • قولون
    • كولون
    • ايلئوم
    • دوازدهه
    • راستروده
    • رودهها
    • پسروده
    • ژژونوم
    • (جمع آن : cola - در معانی بیان یونانی) بند شعر (مرکب از چهار تا دوازده هجا)
    • (فرانسه) کوچ نشین (به ویژه اگر مالک مزرعه ی بزرگ باشد)
    • (نقطه گذاری) دو نقطه : (که قبل از نقل قول یا توضیح یا مثال یا یک سلسله ارقام و اقلام و غیره می آید)
    • (کالبد شناسی) قولون
    • روده كور
    • روده كوچك
    • روده کور
    • روده ی بزرگ
    • کولن (واحد پول کشور کاستاریکا و السالوادر)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " colon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Colon proper noun

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Colon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Colon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "colon"

عباراتی شبیه به "colon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "colon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه