ترجمه "colonizer" به فارسی
خوش نشین, مستعمره نشین بهترین ترجمه های "colonizer" به فارسی هستند.
colonizer
noun
دستور زبان
One who establishes or joins a colony; a colonist [..]
-
خوش نشین
-
مستعمره نشین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " colonizer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "colonizer" با ترجمه به فارسی
-
پرگنهسازي ریشه
-
(جمع آن : cola - در معانی بیان یونانی) بند شعر (مرکب از چهار تا دوازده هجا) · (فرانسه) کوچ نشین (به ویژه اگر مالک مزرعه ی بزرگ باشد) · (نقطه گذاری) دو نقطه : (که قبل از نقل قول یا توضیح یا مثال یا یک سلسله ارقام و اقلام و غیره می آید) · (کالبد شناسی) قولون · ايلئوم · دوازدهه · دونقطه · راستروده · روده بزرگ · روده كور · روده كوچك · روده کور · روده ی بزرگ · رودهها · قولون · كولون · پسروده · ژژونوم · کولن (واحد پول کشور کاستاریکا و السالوادر) · کولون
-
استعمار · تاسیس مستعمره یامهاجرنشین
-
توانایی پرگنهسازی
-
(بخش میانی روده ی بزرگ که افقی است) ستون روده ی میانی
-
اسکان روستایی · پرگنهسازي كشاورزي
-
پرگنهسازي ريشهسپهر
-
خمروده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن