ترجمه "colonist" به فارسی

مهاجر, مستعمره نشین, ماندگر بهترین ترجمه های "colonist" به فارسی هستند.

colonist noun دستور زبان

A person who is a founder of a colony. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهاجر

    noun

    We just lost 47 colonists and our captain.

    ما 47 تا مهاجر ، و کاپیتانمون رو از دست دادیم.

  • مستعمره نشین

    noun

    Many of our Mohawk friends were colonist spies.

    بسیاری از دوستلیه موهاوک هاییها از جاسوسهایه مستعمره نشین بودن

  • ماندگر

  • ترجمه های کمتر

    • مهاجرنشین
    • نونشین
    • پرگنه
    • کوچگر
    • هریک از مهاجران اولیه ی مستعمره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " colonist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "colonist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه