ترجمه "comatant" به فارسی

جنگجو, مبارز, محارب بهترین ترجمه های "comatant" به فارسی هستند.

comatant
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنگجو

    adjective noun
  • مبارز

    noun
  • محارب

  • مایل بجنگ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comatant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "comatant" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) مویچه دار · دارای برگ کاکل یا سرریشه · کاچکدار
اضافه کردن

ترجمه های "comatant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه