ترجمه "comatose" به فارسی

اغما, منگ, (پزشکی) اغمایی بهترین ترجمه های "comatose" به فارسی هستند.

comatose adjective دستور زبان

resembling a coma: unconscious [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغما

    Affected with coma, characterized by coma.

    Meera's unconscious, maybe comatose.

    میر آ بیهوش است و شاید توی اغما برود.

  • منگ

    noun
  • (پزشکی) اغمایی

  • ترجمه های کمتر

    • بی حال (به طور شدید)
    • در اغما
    • ژرف بیهش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " comatose " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "comatose" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه