ترجمه "comfortableness" به فارسی
اسایش, اسودگی, راحت بهترین ترجمه های "comfortableness" به فارسی هستند.
comfortableness
noun
دستور زبان
Comfort: the quality or state of being comfortable. [..]
-
اسایش
He thought of his snug bed at home and the comfort and safety he had always taken for granted.
به یاد بستر گرم و نرم راحتش در خانه افتاد و اسایش و امنیتی که هرگز قدرش را ندانسته بود.
-
اسودگی
He was comfortably settled in an armchair
و گفت ان مرد روی یک مبل راحتی به اسودگی لم داده بود.
-
راحت
adjective nounThe hotel at which we stayed was very comfortable.
هتلی که ما در آن اقامت داشتیم،بسیار راحت بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comfortableness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comfortableness" با ترجمه به فارسی
-
راحتی کاربر
-
دایره آسایش
-
نامه تائیدیه
-
(جمع) تسهیلات · (حقوق) معاونت کردن · (مایه ی) تسلی · آرام بخشیدن · آرامبخشی · آرامش دادن · آسایش · بالاپوش · تحار · تسلی · تسلی دادن · تسلیت · تسلیت گفتن · تسکین · تسکین دادن · دلجویی کردن · دلخوشی · دلداری · دلداری دادن · راحت · راحت کردن · راحتی · راحتی دادن به · رفاه · روپوش تختخواب · روکش بستر · معاونت (امروزه فقط به این صورت به کار می رود: کمک و معاونت and comfortaid) · وسیله ی راحتی · کمک کردن · یاری کردن · یاوری
-
نیازمندی های زندگی · وسایل آسایش (مانند خوراک و پوشاک و مسکن)
-
زنان آسایشگر
-
تسلی دهنده ی ایوب (کسی که تسلی او رنج آدم را بیشتر می کند)
-
آسایش حرارتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن