ترجمه "comity" به فارسی
نزاکت, تعارف, ادب بهترین ترجمه های "comity" به فارسی هستند.
comity
noun
دستور زبان
Courtesy and considerate behaviour towards others; social harmony. [..]
-
نزاکت
-
تعارف
noun -
ادب
noun
-
ترجمه های کمتر
- (بین فرقه های مختلف مسیحی - فعالیت های وابسته به ترویج مسیحیت) خودداری از رقابت و دوباره کاری
- (حقوق) احترام متقابل (رعایت مصوبات و مقررات یک حوزه ی قضایی توسطدادگاه های حوزه ی دیگر)
- حسن رفتار
- رجوع شود به comity of nations
- نیک رفتاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comity" با ترجمه به فارسی
-
نیک رفتاری ملت ها (احترام متقابل کشورها نسبت به قوانین و سنت های کشورهای دیگر) · کشورهایی که این اصل را رعایت می کنند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن