ترجمه "comma" به فارسی
ویرگول, کاما, (نشان های نقطه گذاری) ویرگول بهترین ترجمه های "comma" به فارسی هستند.
Punctuation mark , (usually indicating a pause between parts of a sentence or between elements in a list). [..]
-
ویرگول
nounpunctuation mark ','
There was no hesitation, not so much as a pause to consider the positioning of a comma.
تردیدی در نوشتن نداشت، حتی برای گذاشتن یک ویرگول.
-
کاما
small musical interval, the difference between two tunings of the same note [..]
I'll read every word, comma and dash if that's what you wish.
خب ، اگه میخوای هر کلمه یا کاما یا خط تیره ای رو برات میخونم
-
(نشان های نقطه گذاری) ویرگول
-
ترجمه های کمتر
- توقف کوتاه
- مکث کوتاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Comma (punctuation)
"Comma" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Comma در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "comma"
عباراتی شبیه به "comma" با ترجمه به فارسی
-
ویرگول
-
ویرگول
-
(انگلیس) ویرگول (کامای) وارونه · نشان بازگو · نشان نقل قول · گیومه
-
مقادیر جداشده با کاما
-
عملگر کاما
-
(پزشکی) باسیل کاما (vibrio cholerae که موجب وبای آسیایی می شود)