ترجمه "commercial" به فارسی
تجاری, آنونس, آگهی بازرگانی بهترین ترجمه های "commercial" به فارسی هستند.
An advertisement in a common media format, usually radio or television. [..]
-
تجاری
adjectiveof or pertaining to commerce
I was actually worried about the whole commercial interests coming in.
در حقیقت من نگران منافع تجاری آینده بودم.
-
آنونس
advertisement in a common media format
-
آگهی بازرگانی
advertisement in a common media format
-
ترجمه های کمتر
- انتفاعی
- سوداگرای
- سودگرای
- سوداگرانه
- (برای مصرف) صنعتی یا بازرگانی
- (تلویزیون و رادیو) خصوصی
- (خرید و فروش به مقدار زیاد) عمده
- (رادیو و تلویزیون و فیلم) آگهی (بازرگانی)
- (وابسته به) بازرگانی
- بهره گرای
- وابسته به مغازه و ساختمان اداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commercial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
تجاری
Commercial activities will come to a halt, as Christendom’s properties and investments are confiscated or destroyed.
فعالیتهای تجاری متوقف خواهند شد زیرا دارایی و سرمایهگذاریهای جهان مسیحیت مصادره یا نابود خواهند گشت.
-
تبلیغات تلویزیونی
James from Japan Probe reported on the a T.V commercial on the sale of robot cat in Japan.
جیمز از ژاپن گزارش می دهد که در تبلیغات تلویزیونی در ژاپن گربه های مصنوعی -روبوتیک- را نشان می دهند که دارای احساس هستند.
عباراتی شبیه به "commercial" با ترجمه به فارسی
-
وابسته بازرگانی
-
(جمع) اوراق بهادار بازرگانی · اوراق تجاری- اسناد تجاری · سند بازرگانی · سند تجارتی قابل معامله
-
وسیله نقلیه تجاری
-
زراعت تجاری
-
بازارگرایی · تجارت گرایی (معمولا تداعی منفی) · سوداگری · سودگرایی · سیاست بازرگانی
-
(تداعی منفی) جنبه سود جویی دادن به · به روش بازرگانی اداره کردن · به صورت تجارتی و انتفاعی در آوردن · به صورت تجاری درآوردن · تجاری ساختن-دست یابی به نرخ سود تجاری · تحت تاثیر سود جویی قرار دادن · جنبه ی بازرگانی دادن به · سود گرای کردن · پولی و مادی کردن
-
شرکت موسسه اعتباری تجاری
-
اداره بازرگانی – بخش بازرگانی