ترجمه "Commerce" به فارسی
بازرگانی, تجارت, بازرگانی بهترین ترجمه های "Commerce" به فارسی هستند.
the United States federal department that promotes and administers domestic and foreign trade (including management of the census and the patent office); created in 1913
-
بازرگانی
nounCommerce Secretary took overseas research trips paid for by foreign lobby groups.
وزیر بازرگانی به سفرهای تحقیقاتی خارجی که پولش رو لابی های خارجی دادن ، رفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Commerce " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(business) The exchange or buying and selling of commodities; especially the exchange of merchandise, on a large scale, between different places or communities; extended trade or traffic. [..]
-
تجارت
nounlarge scale trade
They were, hesaid, the pastors of the fold of commerce.
گفت کا بانک داران چوپان روحانی گله تجارت هستند.
-
بازرگانی
nounwhole system of an economy
They raised material questions, questions of agriculture, of industry, of commerce, almost to the dignity of a religion.
اینان مسائل مادی را، مسائل کشاورزی، صنعتی، و بازرگانی را تقریبا تا مقام دیانت بالا میبردند.
-
دادوستد
-
ترجمه های کمتر
- سوداگری
- سودا
- (اجتماعی) رابطه
- (قدیمی) رابطه ی شخصی داشتن
- (نادر) رجوع شود به sexual intercourse
- تجارت کشاورزی
- تجارت- بازرگانی
- رفت و آمد
- رفت و آمد کردن با (با with)
- سیاست بازرگانی
عباراتی شبیه به "Commerce" با ترجمه به فارسی
-
مال التِجاره · کالای بازرگانی
-
تجارت الکترونیک
-
وزارت بازرگانی ایالات متحده آمریکا
-
تجارت الکترونیک
-
تجارت الکترونیکی (بنگاه با دولت)
-
سرویس گیرنده تجاری مجوز نرم افزار
-
اداره بازرگانی
-
اتاق بازرگانی