ترجمه "committee" به فارسی
کمیته, کمیسیون, مجلس بهترین ترجمه های "committee" به فارسی هستند.
a group of persons convened for the accomplishment of some specific purpose, typically with formal protocols [..]
-
کمیته
noungroup of persons convened for the accomplishment of some specific purpose
The committee was split over the project.
اعضای کمیته در مورد پروژه دو دیدگاه متفاوت داشتند.
-
کمیسیون
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
You told me that the general had spoken to members of that committee.
به بنده گفتید که ژنرال با اعضای اون کمیسیون صحبت کرده
-
مجلس
nounI used all my influence with one of the committee, a young peer of my acquaintance
من سعی زیادی کردم از یکی از اجزای مجلس اذن حضور در مجلس بگیرم، نشد.
-
ترجمه های کمتر
- گماشتگان
- متصدی
- (قدیمی) معتمد
- مجلس مشاوره
- هیئت بررسی
- کمیته- هیات- کمیسیون- انجمن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " committee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
کمیته
nounThe committee was split over the project.
اعضای کمیته در مورد پروژه دو دیدگاه متفاوت داشتند.
تصاویر با "committee"
عباراتی شبیه به "committee" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - در کنگره و مجلس های ایالتی) هیئت همگانی (که شامل کلیه ی نمایندگان می شود)
-
مجلس مشاوره
-
کمیته مرکزی حزب کمونیست چین
-
کمیته حسابرسی
-
کمیته ی مشترک (پارلمانی یا اداری) · کمیتههای مشترک کنگره ایالات متحده آمریکا
-
کمیته ترکیب کمیته ادغام
-
کمیته استانداردهای حسابداری
-
کمیته کار