ترجمه "committing" به فارسی

ارتکاب ترجمه "committing" به فارسی است.

committing verb

Present participle of commit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارتکاب

    Rather than see her commit an injustice he would have preferred to see her dead.

    امانوئل برای فرانسه مرگ را بهتراز ارتکاب بیداد میپسندید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " committing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "committing" با ترجمه به فارسی

  • هزینه های ثابت تعهد شده
  • مقید به ، متعهد انجام کاری بودن
  • متعهد · مرتکب شده
  • تعهد
  • خودکشی کردن
  • تعهدات وبدهیهای احتمالی
  • تعهد و الزام برای بودجه گذاری تعهد برای تعلق بودجه
  • (بازرگانی) الزام · (به بیمارستان روانی یا زندان و غیره) تحویل · ارسال یا ارجاع لایحه (به کمیسیون مربوطه برای بررسی یاتصویب) · بیعت · تابعیت · تعهد · تعهد قانونی (به ویژه در مورد خرید یا فروش) · درگیری · سپارش · قول · مسئولیت · مشغله · وفاداری · پیمان · گسیل
اضافه کردن

ترجمه های "committing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه