ترجمه "commode" به فارسی

کمد, مستراح, (مرسوم در قرن هفدهم) کلاه یا سرپوش عمامه مانند (زنانه) بهترین ترجمه های "commode" به فارسی هستند.

commode noun دستور زبان

A low chest of drawers on short legs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمد

    noun

    He climbed upon the commode, put his eye to the crevice, and looked.

    از کمد بالا رفت، مردمکش را به روزن نزدیک کرد و نگریست.

  • مستراح

  • (مرسوم در قرن هفدهم) کلاه یا سرپوش عمامه مانند (زنانه)

  • ترجمه های کمتر

    • آفتابه لگن
    • دستشویی متحرک
    • صندلی لگن دار (برای بیماران)
    • صندوق کشودار
    • میز کوچک و کوتاه دارای کشو (commode table هم می گویند)
    • گنجه ی کشودار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commode " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "commode"

عباراتی شبیه به "commode" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "commode" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه