ترجمه "commodities" به فارسی

كالاها, تولیدات کشاورزی, فراورده زراعي بهترین ترجمه های "commodities" به فارسی هستند.

commodities noun

Plural form of commodity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • كالاها

    Our economy was based on commodities,

    اقتصادمان بر مبناى كالاها بود،

  • تولیدات کشاورزی

  • فراورده زراعي

  • ترجمه های کمتر

    • فراوردههای کشاورزی
    • كالاهاي كشاورزي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commodities " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "commodities" با ترجمه به فارسی

  • کالا- محصول
  • بازارهاي فراورده · بازارهای کالا · مبادلههای کالا
  • بازار کالا
  • میانگین ساده
  • اوراق قرضه با پشتوانه دارائی
  • توافقنامههای کالا
  • کالا
  • (مرسوم در قرن هفدهم) کلاه یا سرپوش عمامه مانند (زنانه) · آفتابه لگن · دستشویی متحرک · صندلی لگن دار (برای بیماران) · صندوق کشودار · مستراح · میز کوچک و کوتاه دارای کشو (commode table هم می گویند) · کمد · گنجه ی کشودار
اضافه کردن

ترجمه های "commodities" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه