ترجمه "communal" به فارسی
اشتراکی, عمومی, همگانی بهترین ترجمه های "communal" به فارسی هستند.
communal
adjective
دستور زبان
Pertaining to a community. [..]
-
اشتراکی
adjectiveFor the last few years, I've been living in a cohousing community.
در چند سال اخیر، در یک گروه با خانه های اشتراکی زندگی کردهام.
-
عمومی
adjectiveJust as one group is finishing at this community centre, another begins.
فقط وقتی یه گروه کارش تو این مرکز عمومی تموم میشه, مال دیگری شروع میشه
-
همگانی
and their use of direct action and communal self-help projects
و استفاده آنها از اقدامات مستقیم و پروژه های همگانی
-
ترجمه های کمتر
- مشترک
- گروهی
- اقلیتی
- کمونیستی
- فرقه ای
- وابسته به مالکیت جمعی
- وابسته به مزارع اشتراکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " communal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "communal" با ترجمه به فارسی
-
علوم ارتباطات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن