ترجمه "communicative" به فارسی
رسانشی, مخابراتی, فصیح بهترین ترجمه های "communicative" به فارسی هستند.
communicative
adjective
دستور زبان
Someone or something which tends to eagerly and effectively communicate. [..]
-
رسانشی
-
مخابراتی
A big communications bird like that could more than make up for the rocket's communications array.
یه پرنده ی مخابراتی مثل اون می تونه به راحتی جایگزین سیستم مخابراتی موشک بشه
-
فصیح
adjective
-
ترجمه های کمتر
- وراج
- ارتباطی
- معاشرتی
- گویا
- (در دادن خبر و غیره) باز
- خوش سخن
- پر حرف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " communicative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "communicative" با ترجمه به فارسی
-
علوم ارتباطات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن