ترجمه "communion" به فارسی
ارتباط, پیوند, همدلی بهترین ترجمه های "communion" به فارسی هستند.
communion
noun
دستور زبان
A joining together of minds or spirits. [..]
-
ارتباط
Keep in loving and pious communion with the Spirit of life.
با روح زندگی در ارتباط عاشقانه و پارسا یا نه باقی بمانید!
-
پیوند
noun -
همدلی
who dare say, seeing that of all communions this with the deity is the most inscrutable?
با دیدن آن همه همدلی، چه کسی جرأت دارد بگوید که به این ترتیب الوهیت غیرقابل درک تر ین مقوله است؟
-
ترجمه های کمتر
- اشتراک
- انبازی
- همداری
- یکدلی
- همدمی
- (مسیحیت - C بزرگ) عشای ربانی (Holy Communion هم می گویند)
- (مسیحیت) فرقه
- جماعت (گروه هم مذهب یا هم فرقه)
- درد دل (با دیگری)
- صحبت صمیمانه
- مالکیت مشترک
- مشارکت- شرکت- آمیزش
- نان و شراب (در عشای ربانی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " communion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Communion
proper
noun
The sacrament of Holy Communion [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Communion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Communion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "communion"
عباراتی شبیه به "communion" با ترجمه به فارسی
-
قربانگاه · محراب · مذبح
-
کلیساهای وابسته ی انگلیکان (اتحادیه غیررسمی کلیسای انگلیس با کلیسای انگلیکان کانادا و کلیساهای اپیسکوپال ایالات متحده واسکاتلند)
-
(مسیحیت) · آیین عشای ربانی · نان و شراب تبرک شده که در این مراسم خورده می شود (Eucharist هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن