ترجمه "comp" به فارسی
آهنگساز, تطبیقی, گردآورنده بهترین ترجمه های "comp" به فارسی هستند.
comp
verb
noun
دستور زبان
A competition. [..]
-
آهنگساز
noun -
تطبیقی
-
گردآورنده
-
ترجمه های کمتر
- انشا
- تاوان
- ترکیب
- انباشته
- جبران
- (خودمانی - کتاب یا بلیط و غیره) پیشکشی (که معمولا به منظور تبلیغ رایگان داده می شود)
- (معمولا جمع) آزمون فراگیر (که معمولا در رشته تخصصی به داوطلبان درجه ی فوق لیسانس و دکتری داده می شود) (comprehensive examination نام کامل آن است)
- (موسیقی جاز - به ویژه در مورد نوازنده ی پیانو و گیتار) همراه نوازی کردن
- امتحان جامع
- به عنوان پیشکش دادن
- مفت دادن
- مقایسه ای
- مقایسه کردن
- پیشکش کردن
- گرد آمده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comp " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن