ترجمه "compact" به فارسی

پیمان, مختصر, موجز بهترین ترجمه های "compact" به فارسی هستند.

compact adjective verb noun دستور زبان

An agreement or contract. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیمان

    noun

    The compact would be left to him to carry out.

    پیمان تنها برای او باقی میماند تا اجرایش کند.

  • مختصر

    adjective

    At length the jackal had got together a compact repast for the lion

    سرانجام شغال غذایی مختصر برای شیر فراهم آورد

  • موجز

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • فشرده
    • فشردن
    • متراکم
    • قرارداد
    • عهد
    • کامپکت
    • توپر
    • نقلی
    • معاهده
    • خلاصه
    • انبوه
    • آگندن
    • آگنده
    • تغلیظکردن
    • همفشره
    • پرپشت
    • میثاق
    • چپاندن
    • تراکم
    • قطور
    • حاوی
    • (اتومبیل) کوچک و سبک و کم مصرف
    • (بین افراد یا شرکت ها یا کشورها) عهد
    • (قدیمی - با: of) متشکل از
    • اتومبیل نقلی
    • به هم فشردن
    • تنگ هم
    • تنگ هم چیدن
    • تنگ کردن
    • توپر کردن
    • جمع و جور
    • دسته کردن
    • ساخته شده از
    • عاری از اطناب یا پراکندگی
    • قوطی توالت زنان (حاوی آینه و پودر و غیره که در کیف زنانه جا می گیرد)
    • متراکم کردن
    • موافقت نامه
    • هم کوفته
    • هم کوفته کردن
    • کم جاگیر
    • کم حجم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compact " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compact" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "compact" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه