ترجمه "compactness" به فارسی
تراکم, غلظت, چگالی بهترین ترجمه های "compactness" به فارسی هستند.
compactness
noun
دستور زبان
the state of being compact [..]
-
تراکم
noun -
غلظت
noun -
چگالی
noun
-
ترجمه های کمتر
- انبوهی
- بهم فشردگی
- جمع بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compactness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compactness" با ترجمه به فارسی
-
نوار کاست
-
خودرو کامپکت
-
محور ردیف فشرده
-
لوح فشرده
-
دیسک فشرده (صفحه ی موسیقی و غیره که با لیرز کار می کند و از صفحه ی معمولی بسیار کوچکتر و گنجاتر است)
-
لوح فشرده قابل نوشتن دوباره
-
ستاره فشرده
-
(اتومبیل) کوچک و سبک و کم مصرف · (بین افراد یا شرکت ها یا کشورها) عهد · (قدیمی - با: of) متشکل از · آگندن · آگنده · اتومبیل نقلی · انبوه · به هم فشردن · تراکم · تغلیظکردن · تنگ هم · تنگ هم چیدن · تنگ کردن · توپر · توپر کردن · جمع و جور · حاوی · خلاصه · دسته کردن · ساخته شده از · عاری از اطناب یا پراکندگی · عهد · فشردن · فشرده · قرارداد · قطور · قوطی توالت زنان (حاوی آینه و پودر و غیره که در کیف زنانه جا می گیرد) · متراکم · متراکم کردن · مختصر · معاهده · موافقت نامه · موجز · میثاق · نقلی · هم کوفته · هم کوفته کردن · همفشره · پرپشت · پیمان · چپاندن · کامپکت · کم جاگیر · کم حجم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن