ترجمه "compaction" به فارسی

فشردگی, آگندگی, تراکم بهترین ترجمه های "compaction" به فارسی هستند.

compaction noun دستور زبان

The process of compacting something, or something that has been compacted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فشردگی

    noun

    however much it may give it compactness and gloss.

    ولو به فشردگی و برق آن بسیار اضافه کند.

  • آگندگی

  • تراکم

  • ترجمه های کمتر

    • توپری
    • همکوفتگی
    • کوبش
    • به هم فشردگی
    • کم جاگیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " compaction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "compaction" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "compaction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه