ترجمه "competition" به فارسی

رقابت, مسابقه, رقیب بهترین ترجمه های "competition" به فارسی هستند.

competition noun دستور زبان

(uncountable) The action of competing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رقابت

    noun

    concept in economics

    Effectively dealing with competition is an important part of life.

    مواجههی مؤثر با مسئلهی رقابت بخش مهمی از زندگی محسوب میشود.

  • مسابقه

    noun

    Women wishing to enter the competition were asked to submit photos of themselves wearing headscarves.

    زنهایی که علاقه به شرکت در مسابقه داشتند باید عکسی از خود با روسری میفرستادند.

  • رقیب

    noun

    And I'm always looking around, like, where is my competition?

    و من دائماً جستجو میکردم که رقیب هایم رو پیدا کنم

  • ترجمه های کمتر

    • همچشمی
    • حریف
    • مقابله
    • ناورد
    • هماوری
    • (بوم شناسی) پادکوشی
    • تنازع (کشمکش موجودات در صورت محدود بودن آب و خوراک)
    • شرکت در مسابقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " competition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "competition" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "competition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه