ترجمه "competitive" به فارسی

رقابتی, هماوردگر, هماوردی بهترین ترجمه های "competitive" به فارسی هستند.

competitive adjective دستور زبان

(economics) capable of competing successfully [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رقابتی

    adjective

    And of course that's a highly competitive space.

    و بدون شک در فضای رقابتی شدیدی فعالیت میکنه.

  • هماوردگر

  • هماوردی

  • ترجمه های کمتر

    • ارزان
    • (شخص) اهل رقابت
    • (کالا و قیمت و غیره) مقرون به صرفه
    • جنگ طلب
    • رقابت آمیز
    • رقابت جو
    • قابل رقابت
    • مسابقه ای
    • کوشش گرای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " competitive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "competitive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "competitive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه