ترجمه "complementary" به فارسی

متمم, مکمل, تکمیلی بهترین ترجمه های "complementary" به فارسی هستند.

complementary adjective noun دستور زبان

Acting as a complement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متمم

    adjective noun
  • مکمل

    adjective

    A sceptic who adheres to a believer is as simple as the law of complementary colors.

    یک سوفسطایی که با یک اهل یقین مرتبط شود مانند قانون الوان مکمل، بسیار ساده است.

  • تکمیلی

    Lifting and Helping in Our Complementary Roles

    برافراز کردن و کمک به یک دیگر در نقشهای تکمیلی ما

  • ترجمه های کمتر

    • ممتم
    • پرساز
    • (complemental هم می گویند)
    • مکمل (یکدیگر)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " complementary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "complementary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "complementary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه